تاريخ انتشار: پنج شنبه 1396/2/7
کد خبر: 58667

گزارش نشست علمی مصحف ‌نگاری قرآنی در قرون نخست و تأثیر آن در شناخت ما از تاریخ قرآن

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه قرآن و حدیث، نشست علمی مصحف ‌نگاری قرآنی در قرون نخست و تأثیر آن در شناخت ما از تاریخ قرآن به همت گروه قرآن شناسی و دانش های پیرامونی پژوهشکده تفسیر اهل بیت علیهم السلام و با سخنرانی آقای دکتر مرتضی کریمی‌نیا، پژوهشگر مطالعات قرآنی و متخصص مخطوطات کهن قرآنی برگزار شد.

در ابتدای این نشست آقای دکتر مرتضی کریمی‌نیا در تبیین موضوع نشست گفت: بحث دربارۀ مصحف های قرآنیِ قرون نخست، در درجۀ اول، بحثی تاریخی است و از اینرو مطالبی که در اینجا مطرح میشود به هیچ وجه صبغۀ کلامی و الهیاتی ندارد و تنها از زاویۀ نگاه تاریخی مورد بررسی قرار میگیرد. بحث تنها متمرکز بر این است که شواهد تاریخیِ عینی و ملموس چه اطلاعاتی دربارۀ سیر کتابت قرآن در قرون نخستین به ما میدهند و چگونه اطلاعات سنتی ما راجع به تاریخ قرآن را تأیید، تصحیح یا تکمیل میکنند. قلت مطالعات تاریخی در این زمینه، مخصوصا در فضای علمی کشورهای اسلامی، از جمله در تدوین مصحف رایجِ موسوم به مصحف عثمان طه دیده میشود. عالمان مصری اوایل قرن بیستم که در کار استاندارد سازی و ارائۀ یک مصحف یکدست از لحاظ رسمالخط و عدّ الآی بودند، شکل کنونی مصحف را بر اساس منابع قرن چهارم به این سو پیشنهاد کردند. آنها در این کار به هیچ وجه، تأکید میکنم به هیچ وجه، به هیچ نسخۀ کهنی مربوط به قرون نخستین، حتی قرن سوم، مراجعه نکردند.

وی افزود: برای بررسی مصحفنگاری در قرون نخست، پیش از هر چیز باید یک آشنایی اجمالی با وضعیت فرهنگ مکتوب در صدر اسلام پیدا کنیم.

فرهنگ کتابت پیش از اسلام

در ادامه نشست دکتر مرتضی کریمی‌نیا در خصوص فرهنگ کتابت پیش از اسلام گفت: آیا پیش از اسلام و در زمان ظهور اسلام، در حجاز و بینالنهرین فرهنگ کتابت وجود داشته است؟ شواهد تاریخی گویای آنند که تصور غالب مبنی بر اینکه عربهای پیشا اسلامی آگاهی بسیار اندکی از کتابت داشتهاند درست نیست. البته فرهنگ مکتوب نزد عربهای پیشا اسلامی قطعا به پیشرفتگیِ فرهنگ مکتوب نزد یونانیان باستان نبوده است؛ اما مسلما در حدی بوده است که بتوانیم آنها را صاحب فرهنگ مکتوب بدانیم.

وی افزود: نخستین شاهد تاریخی که بر آشنایی نسبتا خوبِ عربهای صدر اسلام با فرهنگ کتابت گواهی میدهد، متن قرآن است که در آن از مردم خواسته شده است که هر قرض یا معاملۀ کوچک یا بزرگی را به نگارش درآورند. این نشانۀ آن است که در آن فضا نگارش آن قدر رایج بوده است که قرآن میتوانسته از همۀ مردم بخواهد که حتما معاملاتشان را مکتوب کنند. اگر در میان یک ملت تنها چند نفر باسواد باشند، نمیتوان از همۀ آنها خواست که تمام مسائل مالیشان را مکتوب کنند. ذکر نام بسیاری از ادوات نگارش در آیات مختلف قرآنی شاهد دیگری بر آشنایی گستردۀ عربها با نگارش است.

ایشان اظهار داشت: شاهد تاریخی دیگر، کتیبههای برجایمانده از تاریخِ عربهای پیشااسلامی است. اینگونه کتیبهها فراواناند. در اینجا تنها به هفت سنگنوشته میپردازیم که عبارتند از: نقش أم الجمال، نقش نمارة، نقش معبد رم، نقش دوم أم الجمال، نقد زبد، نقس أسیس، و نقش حران جنوبی.

نقش نمارة به خط نبطی مربوط به حدود ۲۲۰ سال پیش از تولد پیامبر اسلام (ص) است؛ زیرا بر اساس تاریخی که در آن ذکر شده در سال ۳۲۸م حک شده است. این نقش در واقع سنگ قبر امرؤالقیس است.

نقش أسیس مربوط به سال ۵۲۸ میلادی است که در آن نوشته شده است: ابرهیم بن مغیره الاوسی ارسلنی الحرث الملک علی سلیمن مسلحه سنت ۴۲۳.

نقش حران جنوبی در سال ۵۶۸ (دو سال پیش از تولد پیامبر) به دو خط یونانی و عربی نوشته شده است: أنا شرحیل بن ظلمو بنیت ذا المرطول سنت ... بعد مفسد خیبر بعم.

از دوران اسلامی نیز کتیبههای بسیاری شامل سنگهای مزار، سنگهای فرسنگشمار، پاپیروسها و کتیبهها و سنگنوشتههای قرآنی به علاوۀ مصحفهایی که موضوع بحث این جلسه هستند، یافت شدهاند.

قدیمیترین سنگنوشتۀ عربیِ مربوط به پس از ظهور اسلام، نقش زهیر است که در سال ۲۴ هجری نوشته شده است و نکتۀ جالب این است که در خط آن نقطهگذاری هم دیده میشود. در این کتیبه نوشته شده است: «بسم الله أنا زهیر کتبت زمن توفی عمر سنه اربع وعشرین».

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در پاپیروس احناس یک متن مربوط به معاملۀ تعدادی گوسفند به دو زبان یونانی و عربی (با نقطه) نوشته شده است: «بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما أخذ عبداله بن جبر واصحبه ... شهر جمدی الاولی من سنه اثنین وعشرین».

سنگنوشتههایی هم از حدود سال ۸۰ هجری به دست ما رسیده است که در آنها آیاتی از قرآن حک شده است و در آنها غلطهای نگارشی هم دیده میشود. در پایان یکی از آنها نوشته شده است: «وکتب عثمن بن وهرن فی سنه ثمنین». البته این سنگنوشته عاری از نقطه است.

حاصل آنکه شواهد متنی و باستانشناختی حاکی از رواج فرهنگ کتابت نزد عربها، چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام، هستند.

نخستین نگارشهای قرآنی

دکتر مرتضی کریمی‌نیا در ادامه در خصوص کهن ترین و نخستین نگارش های قرآنی گفت: کهنترین مصحفهای قرآنی که عموما در دسترس هستند، با خطی معروف به «کوفی» نوشته شدهاند. ازاینرو در طی تاریخ هر گاه کسی نسخهای قرآنی به خط کوفی یافته است، در پایان آن عبارتی نوشته که آن را منسوب به یکی از امامان یا خلفا جلوه دهد. طبق شمارش من تا کنون نزدیک به صد نسخه در سراسر دنیا یافت شده است که به یکی از امامان شیعه منسوب هستند؛ درحالیکه در میان آنها خطوط و نگارشهایی به سبکهای آفریقایی تا کوفی پیراموز (ایرانی-هراتی؛ نوعی کوفی بسیار متأخر) و از قرن دوم تا پنجم یافت میشود. معمولا عدم شناختِ مردم از تاریخ تطور خط عربی باعث میشده است که این ادعاها جدی گرفته شود.

وی افزود: اما برای آنکه بتوانیم دربارۀ چگونگی تطور خط عربی اطلاعات دقیقتری به دست آوریم، از گزارش ابن ندیم در قرن چهارم آغاز میکنیم. او در کتاب الفهرست میگوید: «فأول الخطوط العربیة الخط المکی وبعده المدنی ثم البصری ثم الکوفی. فأما المکی والمدنی ففی ألفاته تعویج إلی یمین الید وأعلی الاصابع وفی شکله انضعاج یسیر». طبق این گزارش در خط مکی و مدنی الفها مایل به راست هستند و در مجموع نگاشتههای این سبک نوعی خمیدگی کلی دارند. این گزارش سبب شده است غربیان از حدود صد سال پیش هر نسخهای با این ویژگی دیدهاند، آن را به «خط حجازی» توصیف کردهاند. مقایسۀ این نوع نگارش با مکتوبات کوفی تفاوتهای آن دو را بهخوبی نشان میدهد.


نسخۀ ۳۲۸ فرانسه، نسخۀ سن پطرزبورگ، نسخۀ موزۀ هنرهای ترکی و اسلامیِ استانبول و نسخۀ صنعاء، نمونههای خوبی از رسمالخط حجازی هستند که مخصوصا در مقایسه با قرآنهای به خط کوفی، تمایل الفها به سمت راست بهخوبی در آنها دیده میشود.

ویژگیهای کلی نسخههای حجازی قرآن

ایشان در ادامه گفت: در نسخههای حجازی قرآن، که طبق گزارش ابن ندیم قدیمیترین نسخهها هستند، ۲۵ ویژگی وجود دارد که اگر تعداد زیادی از آنها در یک برگۀ قدیمی قرآن موجود باشد، میتوان آن را مربوط به قرن اول هجری دانست. در اینجا تنها به ۱۱ ویژگی مهم از آن ۲۵ ویژگی میپردازیم.

۱. قطع عمودی

نسخههای به خط کوفی معمولا به قطع افقی (بیاضی) هستند، اما ۹۹% نسخههای به خط حجازی عمودی هستند. این ویژگی را در عموم کتیبههای پیشااسلامی به زبانهای غیر عربی هم مشاهده میکنیم. در واقع مدتی پس از ظهور اسلام بود که مصحفنگاران آن قاعدۀ کلی را نقض کردند و قرآنها را به قطع افقی نوشتند تا قرن چهارم که کاغذ در جهان اسلام رواج یافت و باز هم قطع عمودی رایج شد.

۲. خمیدگی کلی خط به سمت راست

چنانکه در مثالهای قبلی دیده شد.

۳. کتابت پیوسته (scriptio continua)

بر خلاف نگارش امروزین که میان تمام کلمات فاصله گذاشته میشود، در مصحفهای نخستین میان هیچ کدام از کلمات فاصله نمیانداختهاند. به همین دلیل اگر کاتب در نگارش یک کلمه به پایان سطر میرسید، کلمه را در پایان سطر میشکست و ادامۀ آن را در سطر بعد مینوشت. برای مثال مشاهده میکنیم که کلمۀ «الصدقین» نیمۀ اولش (الصد) در پایان یک سطر، و نیمۀ دومش (قین) در سطر بعدی نوشته شده است. این سبک نگارش هم اختصاصی به خط عربی ندارد و این ویژگی از قرنها پیش از اسلام در تمام متون مقدس یهودی و مسیحی پیش از اسلام دیده میشود. بنابراین مثلا در کهنترین نسخههای تورات عبری نیز این ویژگی دیده میشود.